تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 22:31 | نویسنده : Raz

من یک عمربه خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.می توانست،اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد.هرآنچه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت.هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضرشد.اما من!هرگزحرف خدا را باورنکردم،وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم.چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز،تا صدای خدا را نشنوم.من از خدا گریختم بی خبر از آنکه خدا با من و در من بود.می خواستم کاخ آرزوهایم را آنطور که دلم می خواهد بسازم نه آنگونه که خدا می خواهد.به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم .اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد.دانستم که نابودی ام حتمی است.با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی،اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم.خدایا!نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست.در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد و مرا پذیرفت.نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد.از آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم.گفتم:خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.خدا گفت:هیچ،فقط عشقم را بپذیر بدان در همه حال در کنار تو هستم و مرا باور کن و.گفتم:خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم. سپس بی آنکه نظر خدا رابپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم.اوایل کارهر آنچه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد.از درون خوشحال نبودم.نمی شدهم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم.از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم.با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی درخواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم.پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا اینکه وجودش را کاملا فراموش کردم.در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم.عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند.اما عده ای دیگرکه جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدندتا آنها نیز بهره ای ببرند.در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند.همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرارآنها را تماشا کردم.آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم.هرچه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم.من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم.قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود.گفتم:خدایا!دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند.انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که بر خیزم.خدا گفت:تو خودآنها را به زندگی ات فرا خواندی.از کسانی کمک خواستی که محتاجتر از هر کسی به کمک بودند.گفتم:مرا ببخش.من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار  این تنبیه هستم.اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم.دیگر تو را فراموش نخواهم کرد.خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور می کرد.نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا،تنبیه کرد.گفتم:خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم.خدا گفت:هیچ،فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.گفتم:چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم. گفت:اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود.آن وقت به آن لذت عظیمی که در جستجوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند ان باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق،آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم.اگر عشقم را بپذیری می شوی نور،آرامش و بی نیاز از هر چیز...........



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 22:25 | نویسنده : Raz

 7 آسمان عشق.....

ممکن است کسی بگوید من ازدواج کرده ام و دیگر اهمیتی ندارد چه ظاهری داشته باشم.

اما چنین شخصی اشتباه می اندیشد چرا که غایت عشق لزوما ازدواج نیست بلکه حکایت بهره گیری از حضورلذت است که می تواند حتی فردی هم جنس شما باشد.فی الواقع،عشق گوهری است که زندگی تو را زیبا می کند و این زیباست که تو در میان انسان ها بدرخشی تا از تو به نیکی یاد کنند.

اما انسان،مرتب به انرژی نیاز دارد و اگر انسان ها از تو به نیکی یاد کنند این انرژی مرتبا از طرف آنها به تو می رسد.پس بگذار تو را زیبا و عاشق ببینند چرا که همان طور که آنها برای تو سوژه هستند.تو هم برای آنها سوژه هستی.پس تلاش کن که بهترین سوژه ها را انتخاب کنی و با ارتقای لیاقت هایی که از خود بروز می دهی،انسان های عاشق را جذب خود کنی و از لذت حضور که به زندگی ات معنا می بخشد،لذت ببری.این بخش از ایجاد رابطه دارای هفت مرحله است که به تمثیل آن را هفت آسمان عشق گذاشته ام .زیرا که من عشق را پدیده مقدسی می دانم و مراحل شکل گیری و دستیابی به آن را معراج یک انسان دیده ام که فرآیندآن در هفت آسمان صورت می پذیرد.

همسران جوان باید عشق را به خانه های خود بیاورند تا از زندگی شان لذت ببرند.

 آسمان اول- نگاه

شروع یک عشق سالم و پایدار از یک نگاه زیباست.یک انسان عارف عاشق باید نگاه زیبا داشته باشد و من پیش از این گفتمت که عارف و عاشق باشی.پس باید به کائنات زیبا نگاه کنی چون آنگاه که زیبا نگاهی کنی و عظمت در نگاه تو باشد،زیبایی ها را درک خواهی کرد.از تو می خواهم نگاهی که به پدیده ها می کنی الهی باشد چرا که عشق،سرچشمه زیبایی هاست و نباید آن را با هوس اشتباه گرفت.پس باید نگاه تو به سوژه ها،پاک و الهی باشد تا نگاه آنها نیز به تو همان گونه باشد.

حال ای عزیزانی که در حال مطالعه این سطور هستید،این قانونمندی ها را به دقت اجرا کنید.ای پدر و مادر عزیزی که این مباحث را مطالعه می کنید به فرزندتان کمک کنید تا عشق را درست بیاموزند تا در زندگی دچار مشکلات ناشی از درک نادرست از عشق نباشند،چرا که همواره پیشگیری بهتر از درمان است.

 آسمان دوم- ارزیابی

آسمان دوم ارزیابی است.

تو وقتی انسانی را می بینی

بلافاصله با معیار های ارزشی

وحس زیبایی شناسی او را ارزیابی می کنی و از این طریق به نتیجه می رسی لذا،ارزیابی درست،تو را به نتیجه ای درست رهنمون می کند.وقتی جواب ارزیابی مثبت باشد یک گام دیگر به سوی او بر می داری و به آسمان سوم می رسی.

 آسمان سوم- مهر

در آسمان سوم در دلت نسبت به سوژه،مهر ایجاد می شود که این قضیه بسیار طبیعی است.تو انسانی را دیده ای و با معیارهای ارزشی و حس زیبایی شناسی او را سنجیده ای و متوجه می شوی او همان کسی است که تو می خواهی و در نتیجه بین تو و او مهر ایجاد می شود که این مهر پیش درآمد آسمان چهارم است.

 آسمان چهارم- ارتباط و تعامل

آسمان چهارم مرحله ارتباط و تعامل است.در این مرحله مهر در دلت ایجاد شده است پس تو هم برای او سوژه جذاب هستی و هم او برای تو سوژه ای جذاب است.در اینجاست که دوباره فرآیند جذب مطرح می شود.در واقع این مرحله نگهداشتن عشق است.بر درخانه هر دلی،قفلی است که کلید آن در دست های عشق است ولی رسیدن به این کلید،میسر نمی شود مگر با اجرای قوانین درست ارتباط.باید بدانی چگونه سخن بگویی،در واقع باید عشق

بدهی تا مهر دریافت کنی.باید خودآگاهی داشته باشی.این مهم است که حرکات و رفتار تو چه تاثیری می گذارد.چرا که اگر نتوانی تاثیر خوبی داشته باشی این وقت است که عشق معنا پیدا نمی کند.این نکته را به یاد داشته باش که،ارتباط برقرار کردن آسان اما نگه داشتن ارتباط دشوار است.پس سعی کن تاثیر خوبی بر آن انسان بگذاری.سعی کن درارتباط صادق باشی.

 آسمان پنجم – ایجاد محبت در طرفین

ایجاد محبت در طرفین یعنی همان طور که تو عاشق او هستی او هم تو را ببیند و عاشق تو باشد.در واقع در یک ارتباط موفق هر دو طرف دل می بندند و خود را برنده احساس می کنند.اما به یاد داشته باشید که همواره باید تعادل را رعایت کنید.نکته دیگری که در این بحث باید بگویم این است که در عشق نباید دل کسی را بشکنید و بیازارید.نباید وقتی کسی به تو علاقمند شد آزار ببیند.لذا سعی کن خود را جای طرف مقابلت بگذاری،نباید او را از عشق پشیمان کنی،چون هیچ چیز در رابطه عاشقانه مهم تر و زیباتر از صداقت و صراحت نیست.باید صداقت وجود داشته باشد تا هر دو طرف از رابطه لذت ببرند و در محضر خدا رابطه ای زیبا خلق کنند.

 آسمان ششم – آغاز

در آسمان ششم علاقه با استمرار ارتباط توام می شود.در این مرحله حساس و مهم بنای یک عشق گذاشته می شود و در واقع اینجا دقیقا آغاز یک عشق است!!! در این مرحله با آغاز عشق و پرتوافشانی آن سه ضلع مثلث عشق شکل می گیرد.

1-    ضلع اول این مثلث (( صمیمیت )) است که در واقع،اولین شرط این است که طرفین نسبت به یکدیگر احساس صمیمیت کنند.

2-    ضلع دوم این مثلث که واقع بر ضلع قبلی رشد کرده است (( تعهد )) است.

3-    ضلع سوم که بسیارنیز مهم است و بر پایه دو ضلع دیگر قرار می گیرد،((اشتیاق )) است که در طرفین نسبت به یکدیگر شوق بوجود بیاید.

 نکته اول:باید با یار خود صادق باشی و به او دروغ نگویی.لذا صداقت بهترین سیاست زندگی است.

نکته دوم:صراحت است.در دنیایی از صراحت،هدف از رابطه با او را برایش مطرح کن.به او بگو چه می خواهی.در این صورت او از این صراحتی که در تو وجود دارد لذت خواهد برد.

نکته سوم:لیاقت است،از قانون های جهان هستی این است که آن چیزی به تو داده می شود که لیاقتش را داری و این موضوع در عرفان و ادبیات ما مثال های فراوان دارد،سنایی می سراید:

تو یک ساعت چو آفریدن به میدان باش تا زان پس

به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی

و نظامی می سراید:

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

 آسمان هفتم – تکامل

آسمان هفتم در واقع تکامل عشق است.یعنی به نقطه ای رسیده ای  که تمام این دنیا کامل شده است.عشق پدیده ای مقدس است و برای همین است که من این مرحله را آسمان هفتم نامیده ام.در واقع اینجا نقطه معراج یک انسان است.اینجا مرحله ای از عشق است که تو به عنوان یک عاشق آنقدر غرق در جذبه عشق شدی که در واقع مانند معشوقی در زندگی دیگران پرتو افشانی می کنی،چرا که وقتی به خود عشق بورزی و در جذبه عشق غرق شوی می توانی معشوق دیگران نسبت به تو از همان احساسی  سرچشمه می گیرد که تو نسبت به خودت داری و همانا هر عاشقی،خود برای دیگری معشوق است و تو آگاه و هوشیار باش که این خاصیت عشق است چرا که عشق یک رابطه دو سویه است.

شما با اجرای این قوانین در زندگی زناشویی خود به موفقیت و خوشبختی خواهید رسید.

 ((( من دوست داشتن را بعد از تو فراموش کردم که چطور احساسی است،بعد از چشمانت دیگر چشمانم اجازه دیدن کسی را به من نداد و نمی دهند،لبانم طرز چگونه خندیدن را فراموش کرد، چشمانی که روزی دریای تو بودندآنقدر از دوری ات گریستند که خشک شدند.ای کاش می توانستم دفتر زندگیم را بعد از تو همانند از بین رفتن این احساساتم برای همیشه ببندم.)))  



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 22:2 | نویسنده : Raz

گروه خونی و شخصیت شما

بسیاری از دانشمندان زیست شناس معتقدند خصلت،منش،رفتار،توان،کارایی،خلاقیت  و خلق و خوی هر فرد بستگی به نوع گروه خونی اش دارد.البته با اینکه در این مورد،آزمایش های زیادی انجام شده اما هنوز در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد.با این حال در بسیاری از کشورهای صنعتی بویژه ژاپن،برای پست های مدیریتی و اجرایی به هنگام استخدام افراد به نقش گروهای خونی توجه ویژه ای می شود.

درست است که این تحقیقات شاید رسما به تایید نرسیده باشد،ولی روان شناسان نیز عقیده دارند که گروه خونی هر فرد در خلق و خوی و منش رفتاری وی تاثیری شگرف دارد.اکنون می خواهید بدانید که شما دارای چه شخصیتی هستید؟!

 

گروه خونی o(+ ، -)

این افراد کوشا،صادق،خوشبین و پرانرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.دارای هدفی مشخص و بسیار اندیشمند هستند و برای رسیدن به این هدف قدرت و تحمل خوبی دارند.چنانچه در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند،خیلی راحت آن را رها می کنند.عموما درباره گذشته مثبت می اندیشند لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.به مسائل مادی بسیار اهمیت می دهند.آرام و باثباتند و در برابر صداقت،حساسند.رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند و می توانند از جزئیات مسائل به راحتی صرف نظر کنند.غالبا از رهبری کردن خوششان می آید و معمولا از قدرت تمرکز بالایی برخوردارند.اما برخی دیگر از روان شناسان این خصوصیات را نیز به آنها می افزایند:بی پروا در انجام کارها،مغرور و بااراده،بخشنده،اجتماعی،باانرژی،برون گرا ریسک پذیر،مستقل و در بعضی موارد خودمحور.در فعالیتهای سازمان یافته خوب عمل می کنند و نوعی ظرافت ذاتی و معنوی دارند.شخصیت های اجتماعی و پرزرق و برق هستند و می توانند در حوادث و بحران ها سازگاری خوبی داشته باشند...ودر آخر علاقمند به حفظ روابط هستند و در این زمینه تلاش بسیاری می کنند.

 

گروه خونیA (+ ، - )

این افراد آرام،منظم،مطیع قانون،محتاط در تصمیم گیری،برخی اوقات بدبین و در عین حال بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند.به استانداردهای اجتماعی  بسیار اهمیت می دهند و از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی  و رقابتی برخوردارند.به هارمونی،آرامش و ساماندهی کارها بسیار علاقمندند.با دیگران به خوبی همکاری می کنند و این به دلیل روحیه انعطاف پذیری آنان است.به راحتی می توانند ظاهر آرامی از خود نشان دهند،حتی اگر به شدت عصبانی باشند.به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند ولی اگر قلبشان بشکند،به سختی التیام می یابد.بسیار مسئولند و همواره خطی میان کار و تفریح می کشند.احساساتی،صبور و سختکوش هستند.به عقیده این افراد در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید.بیشتر ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبی آنها می کاهد.بسیار غمخوارند و فداکار،مودب،درستکارو کمی دستپاچه!با این حال در مواد حساس خونسردی آنها بی نظیر است و این نکته ای جالب در این افراد است.اغلب درون گرا هستند.در برخورد با دیگران خجالتی اند،ولی به خوبی همکاری می کنند.نسبت به تغییرات تردید دارند وبه آسانی نمی پذیرند.دوستدار طبیعت هستند و برای خلوت خود ارزش قائلند.

 

گروه خونیB(+ ،- )

بشاش و خونسرد،خوشبین و فعال هستند اما به راحتی از دیگران دستور نمی گیرند.حساس و مهربان هستند و سریع تصمیم گیری می کنند.قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند.به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند.گاهی درهم و سازمان نیافته به نظر می رسند،ولی در راه رسیدن به هدف تعیین شده خود پرانرژی و جدی هستند.  چندان صبور به نظر نمی آیند و از کارهای رقابتی خوششان نمی آید،ولی معمولا جزو بهترین افراد تیم خود می شوند.اغلب کارها را با روش خودشان انجام می دهند و به اصطلاح خودکفا هستند!معقول و خونسرد و در عین بامزگی،بسیار عجول.از بیان ایده های جدید نمی هراسند.شخصیتی ماجراجو و دلیر دارند و علاقمند به پیمودن یک راه مطمئن و مخصوص هستند.از مورد انتقاد قرارگرفتن ترسی ندارند و از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند.به راحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند،ولی علاقمند به حفظ روابط بوده و در این زمینه تلاش زیادی می کنند.بسیاراجتماعی و علاقمند به مهمان داری اند.خلاق و مبتکربوده و به هیچ وجه نمی توانند بین کار و تفریح مرزی قائل شوند.بسیار رک و صریح صحبت می کنند،پشتکار دارند و در بسیاری از موارد غیرقابل پیش بینی اند.

 

گروه خونیAB (+ ، - )

این افراد رمانتیک و احساساتی هستند و بشدت فعال و در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهر.اجتماعی هستند و غمخوار و دلسوز.اهل گشت و گذار،خلاق و غیرقابل پیش بینی،انعطاف پذیر و در عین حال منطقی،حسابگر،امین و بسیار روراست هستند.آنها مطیع و در عین حال نیرومندند.در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف هستند.در موقع لزوم،نمی توانند سریع تصمیم بگیرند و برای سخت کار کردن و صبور بودن باید تلاش کنند!به عقیده برخی روانشناسان و کارشناسان زیست شناسی این افراد در پیدا کردن مشکلات و چگونگی دور زدن آنها بسیار توانا هستند و از قدرت فهم بسیار بالایی برخوردارند.چندان مسئولیت پذیر نیستند،خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند.حالات روحی این افراد خیلی سریع تغییر می کند،در آن واحد چند کار را با هم انجام می دهند و از کارهای هنری هم بسیار خوششان می آید.در فعالیتهای اجتماعی هم می توانند هماهنگ ظاهر شوند.به ایجاد رابطه علاقمند نیستند و تلاش چندانی هم برای این کار نمی کنند.به آسانی کسی را نمی بخشند.وقتی خشمگین می شوند،اغماض را چندان دوست ندارند،محافظه کارند و نمی توان آنها را به راحتی شناخت.در عین حال بسیار هم دیپلماتیک هستند!این افراد برای مدیریت،قضاوت،نمایندگی،کارگری و کارفرمایی هر دو مناسبند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 20:45 | نویسنده : Raz

                             نامه آبراهام لینکن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهید،او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند.اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد انسان صدیقی هم وجود دارد.به او بگویید به ازای هر سیاستمدارخودخواه،رهبرجوانمردی هم یافت می شود.به او بیاموزید که در ازای هر دشمن،دوستی هم هست.می دانم که وقت می گیرد،اما به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت خویش،یک دلارکاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین 5دلار بیابد.به او بیاموزید ازباختن پند بگیرد واز پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآورشوید.اگرمی توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید به او بگویید تعمق کند به پرندگان درحال پروازدر دل آسمان،به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود.به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ملایم و با گردن کش ها تا می تواند مدارا کند.به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشدحتی اگرهمه برخلاف او حرف بزنند.به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید.اگر می توانید به پسرم یاد بدهید در اوج گرفتاری تبسم کند.به او بیاموزید که از ریختن اشک خجالت نکشد.به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی را تعیین کند اما برای دل هرگز.به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود

 و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بیاستد و با تمام قوا بجنگد.در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پرورده نسازید.بگذارید که او شجاع باشد.به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

می دانم.....توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 21:3 | نویسنده : Raz

صبحانه

آقای عزیز!اگر یک روز که خانمتون نتوانست زود از خواب بیدار شود تا صبحانه درست کند،آن روز شما صبحانه را درست کنی،آنگاه دیگراحساس خدمتکار بودن به او دست نمی دهد.

تیمار

زنانی که در جبهه خانه،کار و احتمالا تحصیل می جنگد،به سرعت دچار فرسایش قوای جسمانی و روانی می شوند.اگر این زنان توسط شوهرانشان تیمار نشوند،احساس خوبی نخواهند داشت.

عدم مقایسه

هیچ وقت دستپخت همسرتان را با غذاهای مادرتان مقایسه نکنید.توانییهای یک زن مسن را از همسر جوانتان نخواهید.به او فرصت بدهید.او حتما بیکار نخواهد نشست.

ربات

زنی که بر اثر درگیری و بگومگوهای مخرب احساساتش جریحه دار شده و اعصابش در هم ریخته،آماده رابطه جنسی نیست.زنان ربات نیستند.آنها دارای احساساتی لطیف هستند.

 خرید عشق 

با پول نمی توان عشق خرید!!!مواظب باشید در رقابتهای کاسبکارانه غرق نشوید که عشق شما رنگ پول به خود می گیرد و معشوق شما عروسکی خوش حرف خواهد شد.

 رمزآلودترین

وقتی از سر کار برمی گردید و همسرتان را می بینید،این لحظه می تواند رمزآلودترین لحظه زندگی زناشویی شما باشد.اخم وتخم چرا؟خنده شما را جذابتر و دوست داشتنی تر می کند.

 اگر این طور نبودی

به جای اینکه دائما به همسر خود بگویید"تو اگر این طور بودی چقدر خوب بود" و یا "اگرآن طور نبودی چقدر خوب می شد" دائما به او بگویید"چون این طور هستی از تو خوشم می آید.چون آن طور نیستی عاشق تو شدم.

 همدردی

گاهی به همسرتان اجازه بدهید تمام خستگی ها،رنجشها،غمها و عصبانیتش را بیرون بریزد.لازم نیست شما حرفی بزنید.کافی است که با یک یا دو کلمه با او همدردی کنید.به چنین همسری می گویند،سنگ صبور واقعی.

 شام عاشقانه

حداقل ماهی یکباریک شام عاشقانه با همسرتان بخورید و در آن هنگام حرفهای خوب و دلگرم کننده بزنید.مهم نیست که این شام در خانه یا رستوران باشد،مهم آن است که اسمش شام عاشقانه و تاریخش یک روز ثابت در ماه باشد.

 برج عاج

دوران حکومت مطلقه و یک طرفه مردان مدتی است به سر آمده و مردی که مایل است کماکان در برج عاج بنشیند،باید بداند که تفکرات انسانی  در یک جامعه رو به رشد دائما در حال تغییر است.

 بدون چون وچرا

مردی که از همسرش انتظار دارد همه خواسته هایش را بدون چون و چرا اجرا کند،باید از خود بپرسد که در مقابل چنین انتظاری خودش چند درصد از خواسته های همسرش را برآورده می سازد؟

 حرف های آمرانه

هرگز و تحت هیچ شرایطی حرف های خود را آمرانه بیان نکنید.مواظب باشید چهره معلمی خشک اندیش را به خود نگیرید و همسرتان را زیر بمباران نصیحت له نکنید.صادقانه وخالصانه احساس خود را بیان کنید و به انتظار معجزه بنشینید.

 زورگویی و قلدری

زنان در مقابل زورگویی و قلدری مردها گرچه موقتا کوتاه می آیند،ولی هرگز وتحت هیچ شرایطی قلبا تسلیم آنها نمی شوند.حکومت بر قلبها راه و روش زیرکانه ای دارد


تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 20:50 | نویسنده : Raz

برخورد شما با همسرتان چگونه است؟

شما که تازه ازدواج کرده اید یا قصد ازدواج دارید یا شمایی که سالها زیریک سقف با یکدیگرزندگی می کنید،آیا از همدیگرشناخت کافی دارید؟آیا تا به حال شده که با هم جنگ و جدل کنید و یا پیش آمده که خوشی هایتان را با یکدیگر سهیم باشید؟!به هر حال،تفاوتی نمی کند که چند روز است زندگیتان را آغاز کرده اید یا چند ماه است که با هم هستید و یا سالهاست که زیر یک سقف زندگی می کنید؟به واقع تا چه حد از همسرتان شناخت دارید؟آیا او را به خوبی درک می کنید؟آیا او را واقعا دوست دارید؟آیا او شما را درک می کند و دوست دارد؟آیا با خصوصیات اخلاقی یکدیگر آشنا هستید؟آیا می دانید زمانی که او عصبانی است چه باید بگویید و زمانی که سرحال است از او چه توقعی داشته باشید؟تمامی این موارد به برخورد شما با همسرتان ارتباط دارد؟آزمون زیر می تواند پاسخ سوالات شما را به درستی بیان کند.پس سعی کنید با احساس واقعی به آنها پاسخ گویید!

 سوالات

1-آیا زمانی که همسرتان وارد منزل می شود با روی باز از او استقبال می کنید؟

الف-بله،تمام تلاشم را می کنم.

ب-گاهی اوقات.

ج-خیر،چون خودم خسته ام.

۲-آیا زمانی که همسرتان خسته است،تقاضای خود را با مطرح می کنید؟

الف-بله،متاسفانه.

ب-خیر،چون پاسخی نمی گیرم.

ج-بسته به حال خودم دارد.

۳-آیا زمانی که او بسیار خوشحال است،تقاضای خود را مطرح می کنید؟

الف-خیر،چون برایم لذتی ندارد!

ب-گاهی اوقات.

ج-بله،چون در رابطه مان هم تاثیر می گذارد.

۴-آیا زمانی که با او در حال صحبت کردن هستید،همسرتان به روزنامه خواندن یا نگاه کردن به تلویزیون مشغول است؟

الف-بله،غالبا چنین است.

ب-خیر،سعی می کند به دقت به حرفهایم گوش دهد.

ج-گاهی اوقات.

۵-زمانی که شما عصبانی هستید،همسرتان از شما عصبانی تر است؟

الف-بله همیشه همینجور است!

ب-گاهی وقتها چنین می شود.

ج-خیر،سعی می کند آرام باشد و مرا آرام کند.

۶-زمانی که شما عصبانی هستید،او لبخند تحویلتان می دهد؟

الف-خیر،حوصله ندارد.

ب-بله تلاش می کند.

ج-گاهی اوقات.

۷-آیا سعی می کنید زمانی که او عصبانی است،لبخند تحویلش دهید؟

الف-گاهی اوقات،بستگی به میزان عصبانیتش دارد!

ب-بله،خیلی تلاش می کنم.

ج-خیر،من هم عصبانی می شوم.

۸-در یک جمع خانوادگی یا دوستانه،او را به نام کوچک صدا می زنید؟

الف-بله،همیشه.

ب-خیر،چنین رابطه ای نداریم.

ج-برخی اوقات.

۹-اگردر جمع بلند صحبت کند و کمی گفته های او اغراق آمیز باشد،میان حرف او می پرید؟

الف-سعی می کنم چنین کاری نکنم.

ب-خیر،با ایما و اشاره به او می فهمانم.

ج-بله،باید او را متوجه سازم.

۱۰-زمانی که با یکدیگر بیرون می روید،پیشنهاد شام را او می دهد؟

الف-معمولا هر دو پیشنهاد می دهیم.

ب-خیر،این کارمن است.

ج-فرقی نمی کند.

۱۱-اگر برای یکی از اعضای خانواده تان اتفاقی بیفتد،او نسبت به این مساله بی اهمیت است؟

الف-خیربه هیچ وجه.

ب-بله،کاری به این کارها ندارد.

ج-برخی اوقات،بسته به حالش دارد.

۱۲-شما نسبت به اتفاقات و مسائل خانوادگی همسرتان چه احساسی دارید؟

الف-برایم بسیار با اهمیت است.

ب-کاری به این کارها ندارم.

ج-بعضی اوقات،نسبت به آن حساس می شوم.

13-آیا او هر ماه به بهانه ای برای شما هدیه ای کوچک تهیه می کند؟

الف-بله،این کار را دوست دارد.

ب-خیر،به این چیزها توجهی ندارد.

ج-گاهی اوقات.

14-آیا شما چنین کاری را برای او انجام می دهید؟

الف-گاهی اوقات.

ب-بله،تلاش خود را می کنم که فراموش نکنم.

ج-خیر،خیلی کم در زندگی پیش آمده.

 تفسیر امتیازات

از این 14 سوال،اگر حداقل به 10 سوال پاسخ مثبت داده اید،بدان معناست که شما از او شناخت کامل داشته و نسبت به او احساس واقعی دارید.شما می دانید چه زمانی با او وارد بحث شوید و چه زمانی به خلوت او احترام بگذارید.این روش ها می تواند زندگی را بادوام تر و عرض آن را طولانی تر سازد!در مقابل،حتما او هم با همین احساس با شما زندگی می کند.

 اگر حداقل به 10 سوال،پاسخ منفی داده اید،این امتیاز بدان معناست که شما از او شناخت واقعی ندارید و در نتیجه به این زندگی و خود او چندان دلگرم نیستید.عدم دلگرمی در زندگی نشانه کاهش علاقه دو طرف به یکدیگراست و تداوم این امر می تواند زندگی را به خطربیندازد.سعی کنید بر روحیات یکدیگر و زوایای اخلاقی هم بیشتر توجه نشان داده و این طریق به احساسات و رفتارهای یکدیگر احترام بگذارید.

 اگر حداقل به 10 سوال،پاسخ گاهی اوقات داده اید،این امتیاز بدان معناست که شناخت شما از یکدیگر و متعاقب آن،برخوردتان با هم نسبی است و شاید برخی اوقات بتوان گفت اصلا در حد مناسبی نیست!اگر در موردی،برخورد شما روحیه خوبی را به همسرتان منتقل می کند،آن برخورد را دائمی کنید و بالعکس .در این صورت موفقیت بیشتری در زندگی مشترک عایدتان می شود.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 20:40 | نویسنده : Raz

من آموخته‌ام : تنهايي فرصت انديشيدن با خود است و هركه با خود انديشيد بي شك به خداوند نزديك شد.

من آموخته‌ام: بسياري از انسان‌ها در بي هدفي زندگي مرده‌اند و اهداف آنها بسيار مادي و دنيوي است كه اگر پرسيده شود براي چه زنده‌ايد نمي‌دانند پاسخي صريح دهند.

من آموخته‌ام: زندگي چون دريا سرشار از امواج است و اين امواج ما را به اين طرف و آن طرف مي برند. خوشا به حال آن كه در اين درياي مواج شنا ميداند تا غرق نشود.

من آموخته‌ام: در زندگي لحظاتي وجود دارد كه چاره‌اي جز صبر و شكيايي نيست و اين صبر و شكيبايي است كه مارا به اوج ميرساند.

من آموخته ام: سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس با شكوهي نخواهد شد.

من آموخته‌ام: ديدن با مشاهده كردن متفاوت است . ديدن از روي عادت است و مشاهده كردن از روي تامل و تدبر. پس با مشاهده‌ي نعمات خداوند است كه به بزرگي او پي مي بريم.

من آموخته‌ام: شنيدن با گوش كردن متفاوت است. شنيدن از روي عادت است و گوش دادن بصورت ارادي و همراه با تامل و تدبر. پس گوش دادن به حرف‌هاي بزرگان است كه موجب رشد مي شود.

من آموخته ام: بسياري از درد‌هاي ما راهي است براي رسيدن به اصل وجودمان چرا كه بسياري از آلام و دردها موجب كنده شدن لايه‌هاي بيروني وجودمان مي‌شود.

من آموخته‌ام: براي هر هدفي بايد همتي متناسب داشت و هر چه هدفت بزرگتر باشد همت والاتري را مي طلبد.

من آموخته‌ام : بسياري از چيزهايي كه خداوند به ما نمي دهد خود عين نعمت است. خوشا بحال آنان كه به رضاي الهي راضي‌اند.

من آموخته‌ام: بسياري از مردم براي پول زندگي مي‌كنند نه اين كه پول را براي زندگي بخواهند.

من آموخته‌ام: ناملايمات و ناكامي‌ها، بهترين آموزگاران اند كه شايد توانمندتر و اثرگذارتر از آنها نباشد.

من آموخته‌ام : هدف اززندگي تنها لذت و خوشي نيست بلكه هدف رشد و كمال و رسيدن به خداوند است كه در سايه‌ي سختي و تلاش به دست مي‌آيد.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 20:23 | نویسنده : Raz

از همان روزی که دست حضرت "قابیل"

گشت آلوده به خون حضرت "هابیل"

از همان روزی که فرزندان "آدم"

صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید،

آدمیت مرد،گرچه آدم زنده بود!

از همان روزی که "یوسف"را برادرها به چاه انداختند.

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند.

آدمیت مرده بود!بعد،دنیا،هی پر از آدم شد و این آسیاب،

گشت و گشت،قرن ها از مرگ آدم هم گذشت.

ای دریغ،آدمیت برنگشت!

قرن ما روزگار مرگ انسانیت است!

من که از پژمردن  یک شاخه گل،

از نگاه ساکت یک کودک بیمار،از فغان یک قناری در قفس،

از غم یک مرد در زنجیر،حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام،زهرم درپیاله، اشک  وخونم در سبوست،

مرگ او را از کجا باور کنم؟

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست.

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست.

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست!

در کویری سوت و کور،در میان مردمی با این مصیبتهاصبور،

صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق،

گفتگو از مرگ انسانیت است!



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان 1388 | 20:11 | نویسنده : Raz

بیش فعالی

یکی از اختلالاتی که عدم توجه به تشخیص به موقع آن در امر آینده کودکان نقش          دگرگون کننده ای را به همراه خواهد داشت بیش فعالی می باشد. بیش فعالی اختلالی است که در آن پرتحرکی،بی توجهی و کمبود تمرکز و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از افراد دیگر به چشم می خورد.

علائم این بیماران از هفت سالگی شروع می شود ولی در دوران مدرسه مشکلات جدی را ایجاد می کند. کودکان بیش فعال به علت شلوغی و بر هم زدن نظم زیاد از کلاس اخراج می شوند و نمره انضباط خوبی ندارند وچون معمولا کارها وفعالیت های خود را نیمه تمام رها می کنند و در مقایسه با دانش اموزان دیگر قرار می گیرند.و به شدت مورد سرزنش،تحقیر،تنبیه و شکست های پیاپی قرار می گیرند و این امر همگی موجب کاهش اعتمادبه نفس و احترام به خود و در نهایت باعث بروز افسردگی در آنها می شود.

علاوه بر افسردگی این اختلال مشکلات دیگری را هم به شرح ذیل همراه دارد:

1-مشکلات یادگیری: این مشکل قبل از مدرسه با عدم درک برخی از صداها  وبیان برخی کلمات و در دوران مدرسه مشکلاتی مثل خواندن و نوشتن و هجی کردن.

۲-مشکلات رفتاری: کودکان اغلب دروغ می گویند،دزدی می کنند،با دیگران درگیر می شوند و بسیار مستعد به وجود آوردن فاجعه هستند،توهین می کنند،اشیا را خراب می کنند و مستعد اعتیاد هم هستند.

3-تیک ها: مثل پلک زدن های پی در پی،پرش عضلانی صورت،تیک های صوتی ،تکرار برخی کلمات که البته با درمان تا حدودی این تیک ها کنترل می شوند.

4-این افراد دارای نوسانات شدید خلقی هستند و در دوره ای بیش از حد طبیعی سرحال و سرخوش هستند ولی در دوره ای دیگر حالتی شبیه آدم های افسرده را دارند و در کودکان حالت مخلوطی از خوشحالی و افسردگی و تحریک پذیری مشاهده می شود.

 مشهودترین علائم بیش فعالی

1-اختلال تمرکز در کارهایی که فعالیت دائم و جدی مغز را لازم دارد مثل انجام دادن تکالیف درسی.

۲-رفتار مناسب لحظه ای با شرایط محیطی را ندارند.

3-خوابیدن و غذا خوردن آن ها منظم نیست.

4-بی صبری برای دریافت جواب سوال را زیاد دارند.

5-در همه امور دخالت می کنند.

6-ثبات هیجانی ندارند.

7-علاقه به شرکت در فعالیت های خطرناک و صدمه دیدن دارند.

8-قبل از فکر کردن عمل می کنند.

9-قبل از پایان سوال،جواب می دهند.

10-اشیا را پرتاب می کنند و به دیگران صدمه می زنند.

11-نمی توانند آرام بنشینند و اغلب بی قرارند.

12-زیاد صحبت می کنند.

 تشخیص بیماری بیش فعالی زیر پنج سال قدری مشکل است.چون ممکن است با رفتارهای طبیعی و شیطنت آمیز کودک اشتباه گرفته شود. این اختلال با افزایش سن بهترمی شود.البته بهبودی تا قبل از 12سالگی بعید به نظر می رسد،اکثریت کودکانی که مبتلا به بیش فعالی هستند،بین 12 تا 25 سالگی بهبود می یابند ولی علائم بیش فعالی در 15 تا 20 درصد افراد به صورت بی قراری تکانه ای و اختلال در توجه باقی می ماند.

تشخیص علائم

قبل از درمان این بیماری به این نکته باید توجه کرد که حداقل تشخیص علائم در دو محیط مدرسه و منزل وجود داشته باشد و معلم باید از وضعیت کودک در کلاس گزارش کاملی ارائه دهد چرا که گاهی سیستم خانوده فاقد انضباط کافی برای کنترل فرزند است در حالیکه اولیای مدرسه مشکلی با او ندارند یا بالعکس.

پس از تشخیص،بهترین درمان دارویی استفاده از داروهای محرک است که حدود 75 درصد کودکان به این دارو جواب مثبت  می دهند اولین علامتی که با مصرف این دارو از بین می رود،پرتحرکی وآخرین علامت کمبود توجه و تمرکز است که بهبود می یابد.

علاوه بر درمان دارویی از رفتاردرمانی،آموزش و مشاوره با والدین،گروه درمانی برای کودکان و نوجوانان می توان استفاده کرد.تحقیقات ثابت کرده اند والدینی که در کنار بهره گیری از داروها به تامین شرایط بهداشت روانی وجسمانی کودک توجه داشته اند به مراتب موفق تر ازکسانی بوده اند که فقط به درمان دارویی اکتفا  کرده اند. در آخر لازم به ذکر است که گاهی کودکان تیزهوش با بیش فعال اشتباه گرفته می شوند که برای تمایز این دو گروه بایدبه تفاوت های بچه های تیز هوش و بیش فعال دقت کنیم.