سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

وبلاگ نویسان عزیز سلام:

خداقوت، شاد و سرزنده باشید.

دوستای عزیز میخواستم ازتون خواهش کنم که  به سوالات زیر که قراره

از همین سوالات موضوع پایان نامه ام رو انتخاب کنم جواب بدین.

پیشاپیش بخاطر نظری که میدین ممنون و متشکرم...

در ضمن برای پاسخ دادن به این سولات لزومی نداره که حتما خودتون

دوستی رو تجربه کرده باشید.چند مورد از تجربه دوستان خود بگید....

1- لطفا جنس و سن خود را مشخص کنید؟

2- شما به چه میزان تجربه دوستی قبل از ازدواج را قبول دارید؟

3-علت گرایش شما به جنس مخالف در این دوستی ها چیست؟

به عنوان مثال: شناخت بیشتر، تنهایی، کمبود محبت، ازدواج، برای کلاس گذاشتن و..

4-به نظر شما سرانجام چند درصد این دوستی ها به ازدواج منجر می شود؟

 

امیدوارم همواره بارقه های امید در زندگیتان بدرخشد و

 جمیل بی بدیل پشت و پناهتان باشد...

ولن تایم.... روز عشق.....

 

هر سال در ماه فوريه و در سرتاسر اروپا و آمريكا، عشاق و دلدادگان به مناسبت

روز خاصي موسوم به روز سنت والنتاين، شيريني، گل و هداياي فراواني نثار

 يكديگر مي كنند. آيا مـي دانيد كه اين قديس كيست و چرا مردم اين روز را

گرامي داشته و آن را جشن مي گيرند. والنتاين در لغت به معناي معشوق و

 محبوب است. اين جشن به تازگي درميان جوانان ايراني هم رواج پيدا كرده

 است. حتي پدر و مادران هم در اين روزبهانه اي يافته اند تا عشقشان را به

يكديگر ابراز كنند. 14 فوريه (‌25 بهمن ماه )‌روز خوبي است تا نگذاريم

عشقمان كمرنگ شود و فرصتي است براي زنده كردن عشق هاي قديمي

 كه شايد گرد و غبار زمان آن را به فراموشي سپرده است. بياييد همگي

در اين روز زيبا با دادن هديه به كساني كه واقعا دوستشان داريم زندگي مان

را سراسر مهر و عشق سازيم.

  تاريخچه روز والنتاين - و الهه قديس اين روز خاص - در پرده اي از

 ابهام فرو رفته است. تنها همين قدر مي دانيم كه ماه فوريه از گذشته هاي دور

 ماه مهرورزي و تحقق عشق بوده است. همچنين مي دانيم كه روز سنت

والنتاين بقايايي مشترك از آيين رايج در ميان مسيحيان و روميان باستان است.

 به راستي سنت والنتاين چه كسي بود و چه اتفاقاتي برايش افتاده كه روز

 خاصي را در تاريخ به خود اختصاص داده است؟ امروزه كليساي كاتوليك از سه

قديس ياد مي كند كه همگي والنتاين نام دارند و هر سه نفر آنها شهيد عشق

و محبت هستند. یكي از افسانه ها حاكي از آن است كه والنتاين كه در قرن سوم

 ميلادي و در روم باستان زندگي مي كرده است، هنگامي كه امپراتور كلاديوس

 دوم به اين نتيجه مي رسد كه سربازان مجرد در مقايسه با سربازان متاهل

 باكفايت تر و قدرتمندتر هستند، ازدواج مردان جوان را غيرقانوني اعلام مي كند

 تا بدين ترتيب بر تعداد سربازانش افزوده شود. والنتاين، كه اين حكم را بسيار

ناعادلانه مي داند از فرمان كلاديوس سرپيچي مي كند و مردان و زنان جوان را در

 خفا به عقد يكديگر درمي آورد. هنگامـي كـه كلاديـوس از ايـن عـمل والنتاين

 آگاه مي شود، وي را به مرگ محكوم مي كند. عده اي ديگر مي گويند كه علت

كشته شدن والنتاين تلاش وي براي فراري دادن آن عده از مسيحياني بود كه در

 زندان هاي روم اسير بودند و به شدت  مورد آزار و اذيت و شكنجه قرار مي گرفتند.

 بر اساس يكي ديگر از افسانه ها، والنتاين خودش اولين "هديه والنتاين" را براي

معشوقش مي فرستد. مي گويند هنگامي كه والنتاين در بند بوده، دلداده  دختر جواني

مي شود كه بنا به روايتي دختر زندانبان آن زندان بوده  است. پيش از مرگش،

 نامه اي براي آن دختر نوشته و در پايان چنين امضا مي كند "والنتاين تو" و

 اين عبارتي است كه امروزه نيز در پايان برخي نامه ها به چشم مي خورد. 

همان طور كه گفته شد اگر چه حقيقت وجودي والنتاين همچنان در پرده اي

 ازابهام فرورفته است، در تمامي افسانه ها شاهد هستيم كه والنتاين پيكره و در

 حقيقت نمادي ازهمدلي، دلسوزي و از همه مهمتر عشق است.  بنابراين تعجبي

 ندارد كه تا سده ميانه (يعنـي همـان قـرون وسطي) والنتاين يكي از محبوبترين و

 معروف ترين قديس ها در انگلستان وفرانسه بود در حالي كه عده اي اعتقاد دارند

 كه روز والنتاين را به مناسبت سالگرد مرگ والنتاين جشن ميگيرند - كه احتمالا

 حدود سال 270 بعد از ميلاد اتفاق افتاده است - عده اي ديگر ادعامي كـنند كليساي

 مسيحيت از آن رو روز والنتاين را جشن مي گيرند كه به فستيوال شرك آميزو

 كافرانه ي لوپركاليا جنبه تقدس و ديني ببخشند. در روم باستان،فصل بهار رسمـا در

 مـاه فوريه آغاز مي شد و اعتقاد داشتند كه فوريه ماه تصفيه و پاك شدن از پليدي ها

است. آنها خانه هايشان را كاملا تميز مي كردند. آن گاه نوعي گندم را به نمك

مي آميختند و آن را در همه جاي خانه ها مي پاشيدند. فستيوال لوپركاليا كه روز

 15 فوريه آغاز مي شد به فائونوس، الهه زراعت در روم باستان و نيز به رمولوس

 و رموس - بنيانگذاران روم - اختصاص داشت.

 براي شروع فستيوال، اعضاي لوپرسي كه تعدادي از كشيشان رومي بودند،

 در دهانه يك غار مقدس گرد هم مي آمدند. بنيانگذاران روم اعتقاد داشتند

 كه آنها در اين غار توسط يگ گرگ ماده حمايت مي شوند. آنگاه كشيشان

 رومي يك بز را به نيت حاصلخيزي و يك سگ را به نيت تزكيه قرباني مي كردند.

 آنگاه پشم بز را مي چيدند، آنها را به خون خودش آغشته مي كردند، به خيابانها

مي رفتند و پس از ماليدن پشم آغشته به خون بز به صورت زنان به مزارع گندم

 رفته و آنجا را نيز غرق به خون مي كردند. البته زنان از اين عمل بسيار هراسان

 مي شدند، با اين همه اعتقاد داشتند كه سال آينده برايشان سالي پرثمر و نيكو

 خواهد شد.  اینم تاریخچه ولن تایم. ولی دوستان عزیز هیچوقت یادمون نره ما

ایرانی ها خودمون همیشه از یه چیزی لنگشو داریم.اسطوره های عشقی مثل لیلی و

 مجنون ُخسرو و شیرین و .......هیچوقت نباید از خاطر ایرانی بره!!!

 

روز عشقتان آباد             شب عشقتان روشن            تا ابد.........

رمز موفقیت...

 

گزارشگری از رییس یک بانک سوال کرد: رمز موفقیت شما در چیست؟

رییس پاسخ داد: جواب شما دو کلمه است:

-  و آن دو کلمه چه هستند؟

-  تصمیم های درست.

- و چطور می توان تصمیم های درست گرفت؟

- جواب شما یک کلمه است.

-  و آن چیست؟

-  تجربیات.

- و تجربه چگونه به دست می آید؟

-  پاسخ شما دو کلمه است.

-  و این کلمات چه هستند؟

-  تصمیم های اشتباه.

پس از تصمیم گیری و کسب تجربه نهراسید. موفق افرادی هستند که اهل عمل باشند!!!!

 

لیوان را پرکن....

 

خیلی ها گفته اند (و درست هم گفته اند) که دیدن نیمه پر لیوان بهتر از توجه

 به نیمه خالی آن است.بعضی ها هم پیدا شدند و گفتند واقع بینی چنین حکم می کند

که بگوییم نیمی از لیوان پر و نیمی از لیوان خالی است و مثبت اندیشان واقع بین

هم می گفتند که در واقع نیمی از لیوان  پر از آب و نیم دیگرش هواست. شخصا

همیشه  دیدن نیمه پر از لیوان را به نیمه خالی آن ترجیح داده ام و تلاش کرده ام که

 زاویه عدسی چشم خود را بر روی نکات مثبت هر مساله ای متمرکز کنم و نکات

منفی را تا آنجا که می توانم کم اهمیت ببینم. اما بحث من در اینجا چیز دیگری است.

 من در اینجا می خواهم به پدیده ای اشاره کنم که نام آن را "مثبت اندیشی فعال

" یا "سازنده نگری " می گذارم.تعریف جامع از مثبت اندیشی چیزی فراتر از یک

 تفسیر ذهنی صرف است.

 چرا که تفسیرهای ذهنی ما اگرچه خیلی وقت ها می توانند تعیین کننده حالات

روحی ما باشند اما تغییری در واقعیت ایجاد نمی کنند. یک لیوان آب، چه ما

نیمه پر آن را ببینیم و چه نیمه خالی آن را بالاخره حجم مشخصی از آب درون

 خود دارد.حرف من این است که وقتی به سادگی می توان لیوان را زیر شیر

 آب گرفت و نیمه خالی آن  را پر کرد چرا باید ذهن را درگیرپر یا خالی بودن

 نیمی از آن کنیم؟تفسیر ذهنی مثبت و پویا بی شک مقدمه سازنده نگری است.

 اما گاهی هم باید برای مثبت سازی پدیده ها از روش تفکر معکوس استفاده کنیم.

 یعنی با نگاهی مثبت (و حتما) رو به آینده نقایص را ببینیم و سپس به سرعت

راه هایی را که برای رفع و مثبت سازی آنها به ذهنمان می رسد،یادداشت کنیم و

 پس از بررسی های دقیق دست به اقدام بزنیم.این با بدبینی که مشخصه آن انفعال

 توام با نق زدن است تفاوت زیادی دارد. مثلا ماشین هایی  که صدسال پیش تولید

 می شدند را با ماشین های امروز مقایسه کنید.آنها به لحاظ زیبایی، ایمنی،

سرعت و امکانات دیگر از ماشین های امروزی خیلی پاییین ترند. اگر بشر

 می خواست مثبت اندیشی را صرفا در تفسیر مثبت آنچه که هست

خلاصه کندماشین های امروزی با ماشین های صدسال پیش تفاوتی نداشتند.

اما علم و تکنولوژی زمانی پیشرفت کردکه بشر مثبت اندیشی را به عنوان یک

 بسترکلی برای همه فعالیت های خود پذیرفت. انسان عصر جدیدبه توانمندی های

 خودایمان داشت، به اینکه هر چیزی در نهایت امکان پذیر است، باور داشت.

 با این وجود با استفاده از تفکر معکوس به نقد رو به آینده هر آنچه تا آن زمان

 موجود بود پرداخت و با این وجود هر چیزی را باید با بدیل آن سنجید. تفسیر ذهنی

 مثبت حتی اگر با مثبت سازی همراه نباشد از بدیل آن یعنی منفی نگری سازنده تر

است. زیرا اولی اگر تغییری در واقعیت نمی دهد سلامت روان، نشاط و شادابی را

به دنبا ل خواهد داشت و دومی اگر چه باز هم تغییری نمی دهد اما افسردگی، یاس و

انفعال را درپی خواهد داشت.

اما "زنده اندیشان" کسانی هستند که می توانند

تفسیر مثبت و نگاه سازنده را با هم بیامیزند....