هر موقعیتی خوب یا بد گذراست...

 

ما امروزه خانه های بزرگتر، اما خانواده کوچکتر داریم.راحتی بیشتر، اما زمان کمتر، مدارک تحصیلی بالاتر، اما درک عمومی پایین تر.آگاهی بیشتر، اما قدرت تشخیص کمتر داریم.متخصصان بیشترند، اما مشکلات نیز بیشتر است.داروهای بیشتر داریم، اما سلامت کمتر. بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم،خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم و خیلی به ندرت دعا می کنیم. خیلی زیاد حرف می زنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم.زندگی ساختن را یاد گرفته ایم، اما زندگی کردن را نه. بیشتر خرج می کنیم، اما کمتر داریم.بیشتر می خریم، اما کمتر لذت می بریم. ماه تا ماه رفته و برگشته ایم، اما وقت نداریم برای دیدارهمسایه جدیدمان از این سوی خیابان به آن سو برویم. فضای بیرون را فتح کرده ایم، اما فضای درونمان را نه. بیشتر برنامه می ریزیم، اما کمتر آنها را انجام می دهیم. عجله کردن را آموخته ایم و صبر کردن را نه.درآمدهای بالاتری داریم، اما اصول اخلاقی پایین تر. بدین سبب است که پیشنهاد می کنم از امروز هیچ چیز را برای موقعیت های خاص نگذارید. زیراهر روز زندگی یک موقعیت خاص است. در جستجوی دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید، بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید. زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

زندگی فقط حفظ بقا نیست، بلکه زنجیره ای از لحظه های لذت بخش است.

به خانواده و دوستانتان بگویید که چه قدر آنها را دوست دارید. هر روز، هرساعت و.

 هر دقیقه ای خاص است و شما نمی دانید که ممکن است آخرین لحظه باشد!!!

این هم می گذرد...

 

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم خواهد رفت ...

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند!!!

رابطه دوستی آدمها....

 

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.


این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.
این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان

 که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی...


دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .
این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کرد
 و

برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.
برای خاطره های دم دستی.
اولش هم حس خوبی به تو می دهند.
این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛می نشینی با شکلات فندقی

 می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر

 یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب

 چین ریخته بودی نه چای...!!!


دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.

باید انتظارش را بکشی.

باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را

فراهم کنی
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ، عطر ملایمش

را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ...

ما چقدر خوشبختیم....

 

مردی با خود زمزمه می کرد: خدایا با من حرف بزن! یک سار شروع به خواندن کرد،‌ اما مرد نشنید. مرد فریاد برآورد: خدایا با من حرف بزن! آذرخش در آسمان غرید، اما مرد اعتنایی نکرد. مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: پس تو کجایی؟ بگذار تو را ببینم! ستاره‌ای درخشید، اما مرد ندید. مرد فریاد کشید: خدایا به من معجزه‌ای نشان بده! کودکی متولد شد، اما مرد باز توجهی نکرد... مرد در نهایت یأس فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم... از تو خواهش می کنم... پروانه‌ای روی دست مرد نشست، و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد. ما خدا را گم می کنیم در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد... خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست... تا به حال چند بار شادیهایمان را آرام و بی بهانه به او گفته ایم؟ تا بحال به او گفته ایم که چقدر خوشبختیم؟؟ که چقدر همه چیز خوب است؟ که او چه خوب هست؟؟ خیال می‌کنیم تنها زمانیکه به خواسته خود رسیده‌ایم او ما را دیده و حس کرده است اما... گاهی بی‌پاسخ گذاشتن برخی خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه او به ماست...

سورن کی یرکگارد...

 

انسان شدن یک پروژه است

و تکلیف ما این نیست که بدانیم کیستیم

بلکه این است که خودمان را بیافرینیم

***********

ارزش های ما همان چیزهایی هستند که ما انتخاب می کنیم.

آینده سبز....

 

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم

سالها منتظرسیصد و اندی مردیم، آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

اگر آمد، خبر رفتن ما را بدهید، به گمانم که بنا نیست که یارش باشیم

**************

تفعل زدم نیمه ی شب به قرآن           کتابی که از وحی شیرازه دارد

برای دلم آیه ی صبر آمد                  ولی نازنین، صبر، اندازه دارد

 

                             ***********************

 خدایا....

درک دوران سبز ظهور دولت عشق را نصیب ما بگردان. 

  اللهم عجل لولیک الفرج  )