عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در آستان "عزیزترین"


و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق "مهربان ترین"




عید قربان است و تو باید اسماعیلت را قربانی کنی اسماعیل تو چیست؟معشوقت؟ خانواده ات؟

آبرویت؟ ، شغلت؟ پولت؟ جانت؟
.
.
.
نیازی نیست كه كسی بداند ، باید خود بدانی و خدا



 

 

به احتمال خیلی زیاد بدلیل یه سری دلایل شخصی و مشغله کاری نتونم از این پس با راز همراه باشم...

بخاطر علاقه شدیدم به راز و اینکه نمیخوام چراغش خاموش بمونه منتظرم یکی از دوستان از

این به بعد مسئولیت راز رو بپذیره... به محض پذیرفتن راز رو بهش میسپرم و اینجا هم یه

پست میزارم....

پی نوشت:الان که این چند خط رو نوشتم حس کردم میخوام راز رو به فرزند خوندگی یکی دیگه در بیارم دلم گرفت

 

سهراب

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
 
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود
 
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
 
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
 
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
 
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!
 
 
 

 

دل نوشته های زیبای حسین پناهی  

 

khosro shakibai


امروز رفتم عیادت یکی از دوستام که نه ماهه رفته تو کما.

بی نهایت برای دلشاد شدن خونوادش التماس دعا دارم ازتون .

نزدیکانش و مخصوصا مادرشوهرش طوری مثل پروانه و با عشق و انرژی به دورش میگشتند که انگار همین دیروز تصادف کرده،از بس که این بشر انسان شریف و مهربانی بوده و هست که در گذشته جز با محبت و عشق به اطرافیانش زندگی نکرده،بودن این فرشته ها روی زمین یه نعمته.

امروز خیلی رفتم تو این فکر،که آیا منم تا حالا جوری زندگی کردم که اگه یه روزی یه جایی یه اتفاقی برام افتاد و زمین گیر شدم اینطور دیگران عاشقانه  از مراقبت کردن ازم خسته نشن؟؟؟

التماس دعا یادتون نره