خیلی ها گفته اند (و درست هم گفته اند) که دیدن نیمه پر لیوان بهتر از توجه

 به نیمه خالی آن است.بعضی ها هم پیدا شدند و گفتند واقع بینی چنین حکم می کند

که بگوییم نیمی از لیوان پر و نیمی از لیوان خالی است و مثبت اندیشان واقع بین

هم می گفتند که در واقع نیمی از لیوان  پر از آب و نیم دیگرش هواست. شخصا

همیشه  دیدن نیمه پر از لیوان را به نیمه خالی آن ترجیح داده ام و تلاش کرده ام که

 زاویه عدسی چشم خود را بر روی نکات مثبت هر مساله ای متمرکز کنم و نکات

منفی را تا آنجا که می توانم کم اهمیت ببینم. اما بحث من در اینجا چیز دیگری است.

 من در اینجا می خواهم به پدیده ای اشاره کنم که نام آن را "مثبت اندیشی فعال

" یا "سازنده نگری " می گذارم.تعریف جامع از مثبت اندیشی چیزی فراتر از یک

 تفسیر ذهنی صرف است.

 چرا که تفسیرهای ذهنی ما اگرچه خیلی وقت ها می توانند تعیین کننده حالات

روحی ما باشند اما تغییری در واقعیت ایجاد نمی کنند. یک لیوان آب، چه ما

نیمه پر آن را ببینیم و چه نیمه خالی آن را بالاخره حجم مشخصی از آب درون

 خود دارد.حرف من این است که وقتی به سادگی می توان لیوان را زیر شیر

 آب گرفت و نیمه خالی آن  را پر کرد چرا باید ذهن را درگیرپر یا خالی بودن

 نیمی از آن کنیم؟تفسیر ذهنی مثبت و پویا بی شک مقدمه سازنده نگری است.

 اما گاهی هم باید برای مثبت سازی پدیده ها از روش تفکر معکوس استفاده کنیم.

 یعنی با نگاهی مثبت (و حتما) رو به آینده نقایص را ببینیم و سپس به سرعت

راه هایی را که برای رفع و مثبت سازی آنها به ذهنمان می رسد،یادداشت کنیم و

 پس از بررسی های دقیق دست به اقدام بزنیم.این با بدبینی که مشخصه آن انفعال

 توام با نق زدن است تفاوت زیادی دارد. مثلا ماشین هایی  که صدسال پیش تولید

 می شدند را با ماشین های امروز مقایسه کنید.آنها به لحاظ زیبایی، ایمنی،

سرعت و امکانات دیگر از ماشین های امروزی خیلی پاییین ترند. اگر بشر

 می خواست مثبت اندیشی را صرفا در تفسیر مثبت آنچه که هست

خلاصه کندماشین های امروزی با ماشین های صدسال پیش تفاوتی نداشتند.

اما علم و تکنولوژی زمانی پیشرفت کردکه بشر مثبت اندیشی را به عنوان یک

 بسترکلی برای همه فعالیت های خود پذیرفت. انسان عصر جدیدبه توانمندی های

 خودایمان داشت، به اینکه هر چیزی در نهایت امکان پذیر است، باور داشت.

 با این وجود با استفاده از تفکر معکوس به نقد رو به آینده هر آنچه تا آن زمان

 موجود بود پرداخت و با این وجود هر چیزی را باید با بدیل آن سنجید. تفسیر ذهنی

 مثبت حتی اگر با مثبت سازی همراه نباشد از بدیل آن یعنی منفی نگری سازنده تر

است. زیرا اولی اگر تغییری در واقعیت نمی دهد سلامت روان، نشاط و شادابی را

به دنبا ل خواهد داشت و دومی اگر چه باز هم تغییری نمی دهد اما افسردگی، یاس و

انفعال را درپی خواهد داشت.

اما "زنده اندیشان" کسانی هستند که می توانند

تفسیر مثبت و نگاه سازنده را با هم بیامیزند....