می خواهیم بدانیم....!
*** به شانه ام زدی که تنهایی ام را تکانده باشی!
به چه دلخوش کرده ای!؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی!؟

*** آی خورشید!روی این آسمان روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس:
"زیر این گنبد گرد و کور و کبود آدمیزاد،هرگز دانش آموز خوبی نبود......!"

*** هیچ میدانی چرا،چون موج،در گریز از خویشتن،پیوسته میکاهم!؟
زان که بر این پرده تاریک،این خاموشی نزدیک،آنچه می خواهیم نمی بینیم،
و آنچه می بینیم نمی خواهیم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:39 توسط Raz
|
به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است