کدام سبک فرزند پروری می تواند به من کمک کند به هدفهایم برسم؟؟؟مرحله1
کودکان چه می آموزند؟
تشویق، کودکان را به این سو هدایت می کند که در برابر خوب بودن، پاداش بگیرند:
سمیرا هفت ساله بود که مادرش از او می خواست وقتی برادر نوزادش خوابیده است،
سر و صدا نکند و به عنوان جایزه به او یک نوشابه می داد. نه ساله که بود، مادرش از
او می خواست گاهی ضمن درس خواندن با برادر کوچکش هم بازی کند و به عنوان
جایزه می توانست پیتزا سفارش دهد. حالا سمیرا 11 ساله است و مادرش از او می خواهد
از مدرسه که به خانه می رسد از برادرش نگهداری کند. می دانید حالا سمیرا به عنوان
جایزه چه می خواهد؟ دستگاه ضبط و پخش سی دی!!!!!
نکات مورد توجه:
* در مورد پرورش فرزند، چه احساسی داشتید؟ همین حالا چه احساس می کنید؟
* اگر احساس خوبی دارید، چرا؟ چه کاری می کنید که احساس خوبی دارید؟ چگونه
می توانید این احساس خوب را ادامه دهید؟
*حداقل به یک چیز که امروز درباره آن احساس خوبی داشته اید، فکر کنید. چرا
احساستان خوب است؟ و چگونه می توانید کارهای خوب بیشتری انجام دهید.
کودکان ممکن است برای اجتناب از تنبیه و درگیری، از مقررات خشک پیروی کرده و
به این ترتیب رضایت والدین را جلب کنند. و این را هم می آموزند که از والدین خود بترسند.
اما یاد نمی گیرند که برای خودشان فکر کنند. گاهی نگاهشان به دوستان و آشنایان است تا
ببینند آنها چه می گویند که البته توصیه های دوستان هم همیشه خوب نیست.
ویدا که دختری هشت ساله است، دستکش هایش را در مدرسه جا گذاشته و به این علت
پدرش سر او فریاد می کشد. روز بعد او فراموش می کند برگه کسب اجازه برای رفتن
به گردش علمی را به خانه بیاورد.پدرش به شدت عصبانی می شود و به او می گوید
" از گردش علمی خبری نیست "
چند روز بعد ویدا کارنامه اش را می گیرد و متوجه می شود در کارنامه اش نوشته شده
که نیاز به تلاش بیشتری دارد. ویدا به دوستش می گوید پدرش از این موضوع خیلی
عصبانی خواهد شد. دوستش می گوید: " چرا این جمله را پاک نمی کنی؟ " ویدا فکر
می کند چه پیشنهاد خوبی است !
وقتی فرزندان به خاطر " کودک بد بودن " تنبیه می شوند، یاد می گیرند که رنجش از
والدین را به دل بگیرند و اغلب راهی برای مقابله به مثل پیدا می کنند. بعضی از کودکان
کم سن و سال و گروهی در سنین بعدی علیه والدین سخت گیر خود طغیان می کنند.
وقتی فرزندان نافرمانی می کنند،والدین سخت گیر ممکن است فریاد بزنند، سرزنش کنند،
یا حتی آنها را کتک بزنند و در نتیجه، باعث احساس بی پناهی در فرزندان خود شوند.
کودکان نیاز دارند احساس کنند کنترل اوضاع را در دست دارند به این منظور ممکن است
در ارتباط با سایر کودکان، از اعمال والدین خود تقلید کنند. آنها می بینند که بزرگسالان
در برخورد با مشکلات، صدای خود را بلند کرده دست به پرخاشگری می زنند و بنابراین
تصور می کنند که فریاد کشیدن و کتک کاری راههای صحیح حل مسائل هستند.
* کودکان باید به والدینشان اعتماد و اطمینان کنند، نه اینکه از آنها بترسند.
* فرزندان باید فرصت انتخاب داشته باشند. امکان انتخاب به آنها کمک می کند
محدودیتها ومسئولیت ها را یاد بگیرند.
* فرزندان باید ببینند که کاربرد واژه های آرام ( به جای فریاد کشیدن و کتک زدن ).
راه حل مشکلات هستند.
روش استبدادی، اطمینان را از بین می برد و آزادی و حق انتخاب را از کودکان
سلب می کند. این روش به آنان یاد نمی دهد که برای حل مشکلات، از کلمات استفاده کنند.
منبع: راهنمای فرزندپروری موفق، از دان دینک میر، ترجمه مجید رئیس دانا.
به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است