بسياري از نظريه پردازان رفتارگرا اين اصول را باتوجه به آزمايشات كاملاً علمي به

دست آورده اند. برخي روانشناسان بنا به نتايج آزمايشات از سال 1930 تاكنون اعتقاد

دارند تنبيه به عنوان يك عامل بازدارنده در تعليم و تربيت مردود است و عقيده دارند تنبيه

كاملاً مخرب است زيرا در فرد تنبيه شونده، خشم فرو خورده و پنهاني ايجاد مي كند و از

طريق مكانيزم هاي غيرمستقيم اين ميل سركوب شده را به سمت فرد تنبيه كننده رها مي سازد. 

همچنين هنگامي كه فردي مورد تنبيه قرار مي گيرد در واقع با اين شيوه در جامعه نوع تربيت

مثبت خود را روي فرزندان به طور دروني تشويق مي كند نه اينكه كودك را به دليل كار بد تنبيه

 كرده باشد.  به طور مثال برخي والدين مي گويند من به تربيت كودك خود به حدي اهميت مي دهم

كه حتي او را تنبيه مي كنم. تنبيه بدني به كودكان مي آموزد چه ترغيب به انجام كار خوب مي شود

 اما از نظر روانشناسان در خود فرد، توليد يا افزايش رفتار مثبت را كمتر دربردارد كه كاري نادرست

و بد تلقي مي شود اما نه دليل بد بودن آن عمل را بيان مي كند و نه جانشين رفتاري مناسب را ارائه

مي دهد. از اين رو تنبيه بدني هيچ جانشين مثبتي در توليد و پرورش رفتار سالم ايجاد نمي كند.

همچنين به تشويق فرزندان از طريق جايزه هم اشاره مي كند. بدين معنا كه ارائه يك فرآيند مثبت

براي قدرداني از رفتارهاي مثبت گذشته كودك مي تواند باعث توليد و ايجاد يك رفتار جديد در

 خزانه رفتاري كودكان مشاهده كننده ديگر شود يعني با ديدن جايزه گرفتن يك كودك، كودك ديگر

از ديدگاه روانشناسي تنبيه هاي مكرر مي تواند كودك را بسيار سرخورده، سركش و عصيانگر كند.

يعني كودك ياد مي گيرد همان گونه كه تنبيه شده است از طريق اعمال قدرت، ديگران را با تنبيه

كنترل كند و در جامعه باعث پرورش شخصيت هاي تنبيه كننده و تنبيه شونده و به طور سلسله وار

 در آموزش به شيوه نادرست ايجاد شود اما در نكته ديگر كه مي تواند جانشين مناسبي براي تنبيه و

 پاداش بي رويه باشد، تقويت كننده هاي رفتاري هستند كه معمولاً به دو دسته تقسيم بندي مي شوند.

 دسته اول تقويت كننده هاي مثبت كه با ايجاد محرك خوشايند رفتار مثبتي را در فرد ايجاد مي كند و

 دسته دوم تقويت كننده هاي منفي كه با حذف محرك آزاردهنده از موقعيتي خاص باعث افزايش رفتار

 مثبت مي شود. 
    
     روزنامه ايران، شماره 4877 به تاريخ 7/6/9۰