جاده
سختی روزهای بی تو بودن
نگاهم را به فراسوی جاده کشاند
راهی که با عبور از آن گفتی:
منتتظر باش
دوباره از نو شروع میکنیم
اما سالهاست بدنبال عقربه های ساعت میدوم
وبا دستانی لرزان تقویم را ورق میزنم
و چه تلخ است قصه جدایی
در پی پر کردن فاصله ام
اما انگار دور دورتر میشوی
سراب شده ای میدانم
ولی هنوز در پیچ جاده سرنوشت با خود تکرار میکنم
"دوری و دوستی"
شاید که برگردی
"رویای نا تمام"
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:42 توسط Raz
|
به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است