صدای خسته ام با هیاهوی موج ها در هم آمیخت
بلندتر فریاد زدم
برگرد
باز هم در جوابم صدای موج بود و مرغ دریایی
هراسان صدایت زدم
آبی دریا سکوت کرد
او هم از پاسخ دادن خسته شده بود
نگاه اشک آلود رهگذران را باور نداشتم
با اولین موج مسافر دریا شدم
تا باز گردانمت
به بهای فنا شدن هستی م

"رویای نا تمام"