خیلی دور.خیلی نزدیک
من آموختهام : تنهايي فرصت انديشيدن با خود است و هركه با خود انديشيد بي شك به خداوند نزديك شد.
من آموختهام: بسياري از انسانها در بي هدفي زندگي مردهاند و اهداف آنها بسيار مادي و دنيوي است كه اگر پرسيده شود براي چه زندهايد نميدانند پاسخي صريح دهند.
من آموختهام: زندگي چون دريا سرشار از امواج است و اين امواج ما را به اين طرف و آن طرف مي برند. خوشا به حال آن كه در اين درياي مواج شنا ميداند تا غرق نشود.
من آموختهام: در زندگي لحظاتي وجود دارد كه چارهاي جز صبر و شكيايي نيست و اين صبر و شكيبايي است كه مارا به اوج ميرساند.
من آموخته ام: سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس با شكوهي نخواهد شد.
من آموختهام: ديدن با مشاهده كردن متفاوت است . ديدن از روي عادت است و مشاهده كردن از روي تامل و تدبر. پس با مشاهدهي نعمات خداوند است كه به بزرگي او پي مي بريم.
من آموختهام: شنيدن با گوش كردن متفاوت است. شنيدن از روي عادت است و گوش دادن بصورت ارادي و همراه با تامل و تدبر. پس گوش دادن به حرفهاي بزرگان است كه موجب رشد مي شود.
من آموخته ام: بسياري از دردهاي ما راهي است براي رسيدن به اصل وجودمان چرا كه بسياري از آلام و دردها موجب كنده شدن لايههاي بيروني وجودمان ميشود.
من آموختهام: براي هر هدفي بايد همتي متناسب داشت و هر چه هدفت بزرگتر باشد همت والاتري را مي طلبد.
من آموختهام : بسياري از چيزهايي كه خداوند به ما نمي دهد خود عين نعمت است. خوشا بحال آنان كه به رضاي الهي راضياند.
من آموختهام: بسياري از مردم براي پول زندگي ميكنند نه اين كه پول را براي زندگي بخواهند.
من آموختهام: ناملايمات و ناكاميها، بهترين آموزگاران اند كه شايد توانمندتر و اثرگذارتر از آنها نباشد.
من آموختهام : هدف اززندگي تنها لذت و خوشي نيست بلكه هدف رشد و كمال و رسيدن به خداوند است كه در سايهي سختي و تلاش به دست ميآيد.
به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است