اگه تنش دارید با من بیایید...
عوامل تنش زا را معمولا نمی توان از بین برد، فقط می شود آنها را مهار کرد.درست مثل قرار گرفتن در کنار جانورچموشی که لگد می اندازد و به هیچ صراطی مستقیم نمی شود که این کار را نکند این وسط شمایید که باید از خودتان در برابر ضربات آن محافظت کنید حالا این شما و این هم روش های مهارکردن و مدیریت تنش....
از تنش هایتان حرف بزنید....
آدم صبور و دهن قرص گیر بیاورید و کل بدبختی ها و سیلی های را که از زندگی خورده اید با او تقسیم کنید. بازگو کردن مشکلات وزن آنها را کم می کند. و نیز معمولا وقتی که سفره ی دلتان را جلوی کسی باز می کنید، او هم سفره ی خودش را برایتان باز میکند و شما می فهمید که در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید، وجود این یعنی بخشی از آرامش!!!
فقط به زمان حال فکر کنید....
گذشته و آینده را خیلی جدی نگیرید اصلا پاپیچ خراب کاریها و کوتاهی هایی نشوید که در گذشته در خودتان کرده اید. همه همینطور بوده اند و انگشت فرو کردن در زخم های قدیمی، هیچ فایده ای جز چرکی شدن آنها ندارد، از آینده هم که خبر نداریم، ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است. معمولا فکر هر چیزی از خود آن چیز سخت تر و دردناکتر است....
استاد تغییر باشید نه قربانی آن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 20:42 توسط Raz
|
به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است