عوامل تنش زا را معمولا نمی توان از بین برد، فقط می شود آنها را مهار کرد.درست مثل قرار گرفتن در کنار جانورچموشی که لگد می اندازد و به هیچ صراطی مستقیم نمی شود که این کار را نکند این وسط شمایید که باید از خودتان در برابر ضربات آن محافظت کنید حالا این شما و این هم روش های مهارکردن و مدیریت تنش....
 
از تنش هایتان حرف بزنید....
 آدم صبور و دهن قرص گیر بیاورید و کل بدبختی ها و سیلی های را که از زندگی خورده اید با او تقسیم کنید. بازگو کردن مشکلات وزن آنها را کم می کند. و نیز معمولا وقتی که سفره ی دلتان را جلوی کسی باز می کنید، او هم سفره ی خودش را برایتان باز میکند و شما می فهمید که در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید، وجود این یعنی بخشی از آرامش!!!
 
فقط به زمان حال فکر کنید....
گذشته و آینده را خیلی جدی نگیرید اصلا پاپیچ خراب کاریها و کوتاهی هایی نشوید که در گذشته در خودتان کرده اید. همه همینطور بوده اند و انگشت فرو کردن در زخم های قدیمی، هیچ فایده ای جز چرکی شدن آنها ندارد، از آینده هم که خبر نداریم، ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است. معمولا فکر هر چیزی از خود آن چیز سخت تر و دردناکتر است....
استاد تغییر باشید نه قربانی آن