......؟؟؟؟؟
هنگام گذر از باغ سرخ، گل سرخی را به شدت غمگین دیدم، علت را پرسیدم؟
گفت: دلم گرفته
گفتم: از چه کسی؟
گفت: از یک دوست
گفتم: کدام دوست؟
گفت: گل نیلوفر را می گویم، کمی با دقت نگریستم و ساقه رونده نیلوفر را به دور
ساقه آن دیدم و گفتم:چون نیلوفر به دور ساقه ات پیچیده و بالا رفته ناراحتی؟
گفت: نه من خودم دستش را گرفتم تا بالا بیاید اما همینکه قدش از من بلندتر شد
نرده های آهنی باغ را به من ترجیح داد و به دور آنها پیچید........
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:7 توسط Raz
|


به نام آنکه در اوج نبودن ها همیشه حاضر است