کودکان و والدینی که از هر نظر کامل باشند، وجود ندارند، کودکان، همیشه آنطور که

والدین می خواهند، رفتار نمی کنند و وقتی والدین احساس می کنند که نمی توانند عادات

و رفتار فرزندان خود را تغییر دهند، درمانده و آشفته می شوند و اعتماد به نفس خود را

 از دست می دهند.

اگرچه والدین امروزی، از نظر تحصیلات و اطلاعات، در تاریخ نمونه اند، ولی هنوز

پرسش های بسیاری وجود دارد. وقتی مهیار در مورد این که برای رفتن به مدرسه چه

بپوشد،پانزده بار نظرش را تغییر می دهد و مثل همیشه از سرویس مدرسه جا می ماند،

 شما به عنوان پدر یا مادرش چه باید بکنید؟ وقتی کاوه در سوپرمارکت رفتار ناشایستی

 دارد، چه واکنشی نشان می دهید؟وقتی بچه غذا نمی خورد؟ وقتی سام دائما خواهر

کوچکش را کتک می زند؟وقتی کیان شب از خواب بیدار می شود و تا صبح با تلفن

 حرف می زند؟ یا وقتی سعید ناخن هایش را تا ته می جود؟

مطالبی که از نظر شما می گذرد، باعث می شود درک شما از مسائل بهتر و کاربرد

روش ها ساده تر شود.به خاطر داشته باشید که نباید در کوتاه مدت انتظار پیشرفت

 زیادی داشته باشید.

اهداف خود را متناسب با سن، شخصیت، توانایی ها، جنس و میزان رشد عقلی

 فرزندان تان تعیین کنید.همه کودکان در یک سن مشخص وارد مرحله ای مشابه

نمی شوند و همچنین، میزان آموزش پذیری آنها نیز به یک میزان نیست. از آنجا که

شما بهتر از هرکس دیگری کودک خود را می شناسید، باید به قضاوت و غریزه خود

 اعتماد کنید.

 مشکل را تشریح کنید:

پیش از هر اقدامی باید رفتارهایی را که می خواهید تغییر دهید، دقیقا مشخص کنید.اینکه

به یک کودک برچسب شیطان، وحشی، لجباز یا حرف نشنو بزنیم، کمکی به حل مسئله

نمی کند، زیرا این برچسب ها کلی و مبهم اند و شما نمی توانید چیزی بدین مبهمی را

عوض کنید، پس به طور اختصاصی عمل کنید، از احساسات مایه نگذارید، مشکل را

 تشریح کرده، آن را از سایر موارد جدا کنید.

دقیقا به چه علت فرزند شما دست به رفتار ناپسند می زند، یا از انجام کاری طفره

می رود؟ از سوی دیگر، چیزی که شما از او می خواهید، دقیقا چیست؟ کاری که

کودکتان انجام می دهد و شما را عصبانی می کند،به دقت زیر نظربگیرید.

یک تکه کاغذ بردارید و آن را به ستون تقسیم کنید: در ستون اول، رفتارها یا

عادت های خاصی را که دوست دارید کودکان کمتر آنها را انجام دهد، بنویسید و

در مقابل آن ستون دوم رفتارهایی را بنویسید که دوست دارید فرزندتان آنها را در

بیشتر مواقع انجام دهد.

 در هر زمان بر روی یک مشکل تمرکز کنید:

ابتدا یک مشکل را در نظربگیرید، آن را حل کنید و سپس به مورد بعدی بپردازید.

والدین باید موارد را بر حسب اهمیت بنویسند. سپس یکی از آنها را که لزوما مهمترین

مشکل نیست، برای کار انتخاب می کنیم. وقتی شما می خواهید اولین مورد را برای

شروع انتخاب کنید، ممکن است یک رفتار سخت یا رفتاری را که بیش از بقیه شما

را آزار می دهد انتخاب کنید. این بد نیست. ولی گاهی بهتر است کار را با یک مشکل

 کم اهمیت تر که سریع تر حل می شود، آغاز کنید، تا در شروع احساس موفقیت کنید.

در هفته ها یا ماه های بعد، همانطور که به سمت پایین فهرستی که تهیه کرده اید پیش

می روید، احتمالا احساس می کنید که اولویت های شما در فهرست در حال تغییرند.

 سخت نگیرید:

معمولا مشکلات یک کودک یک شبه حل نمی شود. تغییرات در کودکان و همچنین

افراد بالغ به آرامی و مرحله به مرحله ایجاد می شوند. اگر کودکی که قبلا به هیچ

وجه پیانو تمرین نمی کرد، حالا روزی ده دقیقه تمرین می کند، راضی باشید و این

رضایت را نشان دهید.زیرا این نشانه یک پیشرفت واقعی است. مثلا اگر پسرتان قبلا

برای رفتن به مدرسه دچار مشکل بوده دو سه روزی است که این مشکل برطرف شده

است، انتظار نداشته باشید که قبل از خارج شدن از منزل رختخوابش را هم جمع کند.

 صبر کنید و حوصله به خرج دهید، آن هم به تدریج درست خواهد شد. برای هر دو

 شما این خیلی مفیدتر است که به جای مآیوس شدن از دست نیافتن به انتظارات بیش

از حد، از پیشرفت های کوچک و تدریجی خوشحال باشید.

 ادامه دارد........

منبع: چگونه با کودکم رفتار کنم از دکتر گاربر/بیش از ۱۲۰۰راه کار عملی و موثر

 برای حل مشکلات کودکان از تولد تا ۱۲ سالگی!