خداوند!
 
چند روزیست دلم نگاه تورا می خواهد!
 
نگاه شفا گونه ی تو!
 
نمی دانم چرا دلم را اسیر کردم!
 
اسیر تاریکیها و جهالت!
 
اسیر هیچ ها و پوچ ها!
 
دلم برایت تنگ شده!
 
کاش میشد باران را بر چشمانم نازل کنی؟!
 
کاش میشد دوباره بتوانم از وراء باران ببینمت؟!
 
خداوند!
 
دیگر نمی خواهم بنده نا امیدی باشم!
 
دستم را بگیر!
 
می خواهم گام بردارم!
 
می خواهم گام هایم استوار باشد بسوی تو!
 
می خواهم با صدای تو یا علی بگویم و برخیزم!
 
دستم را بگیر!!!
 
منتظرم٫خداوند!!!